درمان اضطراب
روش‌های درمان اضطراب
شهریور ۲۱, ۱۳۹۷
مشاوره تلفنی شبانه روزی
مشاوره تلفنی شبانه روزی
شهریور ۲۷, ۱۳۹۷
درمان وسواس

درمان رفتاری شناختی:

مفیدترین درمان اختلال وسواس فکری عملی است و شامل دو بخش است:

  1.  رویارویی و جلوگیری از پاسخ
  2. درمان شناختی

در بخش رویارویی و جلوگیری از پاسخ، رویارویی مکرر با منبع وسواس خود مورد نیاز است. دراین روش از شما خواسته می شود ازبروز رفتار وسواسی پرهیزنمایید، رفتاری که برای کاهش اضطراب خود انجام می دهید. مطالعات نشان می دهد این روش به مغز اموزش می دهد و پیوسته وقوع نشانه های این اختلال را کاهش می دهد.

در درمان شناختی، تمرکز بر افکار فاجعه آفرین و احساس مسئولیت اغراق آمیز فرد است. بخش عظیمی از این روش به فرد روش های سالم و موثر پاسخگویی به افکار وسواسی را آموزش می دهد بدون اینکه به رفتار وسواسی متوسل شود. یکی از روش های مورد استفاده در این روش درمانی، روش رویارویی و جلوگیری از پاسخ است یعنی فرد با محیط مربوط به وسواس و اضطراب خود روبرو می شود و سعی می کند خود را با این محیط وفق دهد و سازگار نماید.

درمان دارویی:

گاهی اوقات داروهای ضد افسردگی یا اضطراب همراه با درمان رفتاری برای رفع اختلال وسواس فکری- عملی به کار می روند اما دارو به تنهایی برای از بین بردن نشانه ها موثر نیست. از جمله داروهای مصرفی در این حوزه می توان به سرترالین، پاروکسیتین، فلووُکسامین، فلوکسیتین، سیتالوپرام اشاره نمود. داروهای ضد روان پریشی استثنایی مانند رسپریدون، کواِتیاپین، اُلانزاپین، زیپراسیدون ، زیگزاسیدون در دوزهای پایین می توانند مفید باشند.

گروه درمانی:

گروه درمانی از طریق ایجاد تعامل با افراد دیگر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی، حمایت و تشویق را برای افراد فراهم می آورد و احساس تنهایی در این مشکل را کاهش می دهد.

خانواده درمانی:

ازآنجایی که این اختلال در زندگی خانوادگی و اجتماعی مشکل می آفریند، خانواده درمانی موجب بالا رفتن درک اعضای خانواده نسبت به این اختلال و کاهش تعارضات و کشمکش های خانوادگی می شود. همچنین اعضای خانواده را تحریک کرده و به آنها می آموزد چگونه به عضو دچار اختلال کمک نمایند.

جراحی روانی:

در صورتی که رفتار و دارو درمانی این اختلال را رفع ننماید به کمک جراحی مغزی مانند سینگولتومی قدامی، کپسولوتومی قدامی، چاقوی گاما، تحریک مغزی عمیق نشانه های اختلال رفتار وسواسی کاهش می یابند.

اتحادیه ملی بیماری ذهنی (NAMI) استفاده از درمان با تشنج برقی (ای سی تی) را مورد بحث قرار می دهد. در این روش ، روانپزشک از دستگاهی برای انتقال شوک های برقی به مغز بیمار استفاده می کند. این شوک، حمله کنترل شده ای را برای فعال نمودن نورون ها به راه می اندازد، نورون هایی که تغییراتی در سطوح عصبی شیمیایی مغز به وجود می آورند.

تحریک مغناطیسی فرا جمجمه ای، از میدان های مغناطیسی برای تحریک سلول های عصبی موجود در مغز بیمار بهره می گیرد. این فرایند شدت برخی از نشانه های افسردگی را کاهش می دهد و زمانی به کار گرفته می شود که روش های دیگر ناکام بمانند.

درمان وسواس

درمان اختلال وسواس فکری- عملی را می توان به چهار بخش تقسیم نمود.

بخش اول- کمک به خود:

فرد یاد می گیرد چگونه دربرابر رفتارهای وسواسی مقاومت نماید

  1. عدم اجتناب و دوری از ترسها:
    هرچه فرد از موقعیت هایی دوری کند که افکار وسواسی را به وجود می آورند این موقعیت ها و افکار ترسناک تر به نظر می رسند. فرد باید خود را با این موقعیت ها روبرو نماید، دربرابر میل خود به تکمیل تشریفات اضطرابی وسواسی درجستجوی تسکین خود مقاومت نماید یا آن را به تاخیر بیاندازد. اگر مقاومت کردن خیلی سخت است، سعی کند زمان انجام این تشریفات را کاهش دهد. هربار فرد خود را با این موقعیت ها روبرو می کند، اضطراب او کاهش می یابد و نهایتا درک خواهد کرد کنترل بیشتر و ترس کمتر نسبت به رفتار خود دارد.
  2. پیش بینی تمایلات و کشش مربوط به اختلال وسواس فکری- عملی:
    با پیش بینی تمایل به افکار و رفتار وسواسی پیش از بروز آنها می توان به سمت کاهش آنها رفت. بدین صورت که عمل وسواسی را اولین بار با دقت بالا انجام دهیم و دیگر سراغش نرویم.
  3. متمرکز سازی مجدد توجه خود:
    هنگامی که افکار و تمایلات وسواسی به سراغتان می آید، توجه خود را به موضوع دیگری معطوف نمایید. می توانید ورزش نمایید، بدوید، پیاده روی نمایید، به موسیقی گوش کنید، مطالعه نمایید، در اینترنت به جستجو بپردازید، بازی رایانه ای انجام دهید، تماس تلفنی بگیرید یا بافتنی ببافید. مهم این است که درهنگام پیدایش افکار وسواسی کاری لذت بخش به مدت حداقل ۱۵ دقیقه انجام گیرد برای اینکه پاسخ گویی به فکر یا رفتار وسواسی به تاخیر بیافتد. پس از این مدت خواهید دید تمایل شما به فکر یا رفتار وسواسی کاهش می یابد. هرچه زمان بیشتری را صرف انجام کار دیگری نمایید، این اختلال تغییر بیشتری خواهد یافت.

بخش دوم- به چالش کشاندن افکار وسواسی

  1. افکار یا نگرانی های وسواسی خود را بنویسید.
    هرگاه افکار وسواسی به سراغ شما آمد آنها را درجایی ثبت کنید مثلا روی کاغذ، موبایل، لپ تاپ، تبلت، نوار کاست، هروسیله ای که می توانید برای ثبت آنها به کار برید. این افکار ممکن است هزاران هزار بار تکرار شوند. وقتی آنها را یادداشت می کنید قدرت آنها کم شده و ناپدید شدن آنها از ذهن سریع تر رخ می دهد.
  2. یک دوره نگرانی برای اختلال وسواسی ایجاد کنید:
    به جای سرکوب افکار و نگرانی های وسواسی، عادت زمان بندی مجدد آنها را در خود پرورش دهید. ۱۰ یا ۲۰ دقیقه از یک روز را به عنوان دوره نگرانی تعیین کرده واین زمان را به افکار آزاردهنده اختصاص دهید. مکان خاصی هم برای این کار در نظر بگیرید. این زمان، زمان خواب نباشد چون موجب عصبی شدن شما می شود. در این مدت زمان، بر افکار و تمایلات منفی تمرکز کنید. تلاش نکنید آنها را اصلاح نمایید. در انتهای این دوره چند تنفس آرامش بخش انجام دهید و اجازه دهید افکار یا تمایلات وسواسی بروند و به فعالیت های عادی روزانه خود برگردید. هرگاه در طول روز این افکار وسواسی به سراغتان آمد تنها آنها را یادداشت کنید و پرداختن به آنها را به زمان اختصاص یافته به عنوان دوره نگرانی به تعویق بیاندازید.
  3. روی یک نگرانی یا وسواس فکری خاص تمرکز کرده و آن را روی نوار کاست، در لپ تاپ یا تلفن هوشمندثبت نمایید:
    عبارت، جمله یا داستان وسواسی را دقیقا به صورتی که به ذهنتان می آید بازگو و نقل نمایید. روزانه در یک دوره زمانی ۴۵ دقیقه نوار ضبط شده از وسواس فکری خود را بارها و بارها گوش کنید. تازمانی که به آن گوش می دهید احساس پریشانی نخواهید داشت. با تداوم رویارویی با نگرانی یا وسواس خود به تدریج اضطراب شما کمتر می شود. این تمرین را می توانید برای وسواس های مختلف انجام دهید.

چهارگام برای غلبه بر افکار وسواسی

  • برچسب گذاری مجدد:
    بهتر است به جای انجام کارهای تکراری ناشی از وسواس فکری به خود یادآور شوید که این افکار ناشی از اختلال وسواس فکری عملی است و نیازی به انجام آن کار نیست.
  • نسبت دهی مجدد:
    درک کنید شدت و مزاحمت این نوع فکر یا تمایل به دلیل اختلال وسواس فکری عملی است و احتمالا به دلیل عدم تعادل زیستی شیمیایی در مغز است. به خودتان بگویید علت این رفتار من نیستم؛ اختلال وسواس فکری عملی است و یادآوری کنید افکار و تمایلات این اختلال بی معنایند و پیام های نادرست و کاذب مغزی هستند.
  • تمرکز مجدد:
    با قرار دادن توجه و تمرکزتان روی چیز دیگری غیراز افکار وسواسی به مدت حداقل ۵ دقیقه روی اختلال وسواس فکری عملی خود کار کنید. رفتار دیگری داشته باشید. به خود بگویید من نشانه ای از این اختلال را تجربه می کنم و باید در حال حاضر کار دیگری انجام دهم و رفتار دیگری را از خود نشان دهم.
  • ارزش گذاری مجدد:
    فکر وسواسی را همان طور که هست نپذیرید. به خودی خود مهم و قابل توجه نیست. به خود بگویید این فکر، وسواس احمقانه من و بی معناست. مغز من این کار را انجام می دهد و نیازی نیست به آن توجه داشته باشم. به خاطر داشته باشید شما نمی توانید فکر را کنار بزنید اما نیازی نیست به آن توجه نمایید. می توانید یادبگیرید عمل و رفتار دیگری انجام دهید.

بخش سوم- تغییر سبک زندگی در جهت کاستن از اختلال وسواس فکری- عملی

  1. ورزش مرتب:
    ورزش یک رفتار طبیعی، مفید و ضد اضطراب است و با متمرکز سازی مجدد ذهن در هنگام بروز افکار وسواسی به کنترل نشانه های اختلال وسواس فکری عملی کمک می کند. برای اینکه بیشترین بهره را ببرید سعی کنید ۳۰ دقیقه یا بیشتر را در بیشتر روزهای هفته به فعالیت هوازی اختصاص دهید. اگر چندین ده دقیقه در روز را به ورزش بپردازید به اندازه یک دوره طولانی ترِ ورزش مفید است به ویژه اگر توجه فکری خود را به جریان حرکت معطوف کنید.
  2. داشتن خواب کافی:
    اضطراب و نگرانی بی خوابی می آورد و بی خوابی هم افکار و احساسات اضطرابی را در پی دارد. وقتی به خوبی استراحت نمایید حفظ تعادل هیجانی، عامل کلیدی در مقابله با اختلال های اضطرابی مانند وسواس بسیار اسان تر می شود.
  3. پرهیز از مصرف الکل و نیکوتین:
    الکل موقتا نگرانی و اضطراب را کاهش می دهد اما واقعا نشانه های اضطراب را موجب می شود. همانطور که به نظر می رسد سیگار ارامش بخش است اما نیکوتین محرک قدرتمند است. استعمال دخانیات سطوح بالاتری از اضطراب و نشانه های اختلال وسواس فکری عملی را به همراه دارد.
  4. استفاده از و تمرین تکنیک های ریلکس:
    اگرچه استرس، اختلال وسواس فکری عملی را موجب نمی شود اما تنفس عمیق و دیگر تکنیک های ریلکس می توانند به کاهش سطوح استرس و کشمکش درونی و مدیریت تمایلات اضطرابی شما کمک کنند. برای داشتن بهترین نتیجه، تکنیک های ریلکس را مرتب تمرین نمایید.

بخش چهارم- بهره مندی از حمایت و پشتیبانی

  1. حفظ ارتباط با خانواده و دوستان:وقتی اختلال وسواس فکری عملی بدتر می شود احساس ناتوانی و تنهایی می نمایید. بنابراین مهم است یک سیستم حمایتی نیرومند ایجاد نمایید. هرچه ارتباط شما با دیگر افراد بیشتر باشد، کمتر اسیب پذیر خواهید بود. صحبت درباره نگرانی ها و تمایلاتتان موجب می شود آنها کمتر تهدید کننده باشند. یکی از گروه های حمایتی خانواده و دوستان است.
  2. پیوستن به گروه پشتیبان اختلال وسواسی فکری- عملی:پیوستن به یک گروه حمایت کننده به شما یاداوری می کند که شما در مبارزه با این اختلال تنها نیستید. این گروه همچنین شما را قادر می سازد تجارب خاص خودرا با دیگر افراد تجربه کننده این اختلال تبادل نمایید و از انها چیزهایی یادبگیرید.

وقتی یکی از عزیزانتان با نشانه های اختلال وسواسی فکری عملی دست و پنجه نرم می کند واکنش شما تاثیر عظیمی بر خروج و بهبودی او دارد. نظرات یا انتقاد منفی شرایط او را بدتر می سازد درحالی که وجود محیط ارام و حمایتی، نتیجه بخشی درمان را افزایش می دهد.

نکاتی که باید در برخورد با این افراد درنظر داشت:

  • اجتناب از انتقادهای فردی:
    به خاطر داشته باشید رفتار وسواسی این فرد نشانه و نه عیب های شخصیتی اوست.
  • فرد را با برچسب اختلال وسواسی فکری عملی سرزنش نکنید :
    به او نگویید دست از انجام تشریفات رفتار وسواسی بردارد. او نمی تواند حرف شما را بپذیرد و فشار بر توقف باعث تشدید رفتار وسواسی می شود.
  • تا حد امکان نسبت به او مهربان و صبور باشید:
    هر فردی نیاز دارد با سرعت مخصوص به خود بر مشکلات غلبه نماید. هر تلاش موفق فرد بیمار درجهت مقاومت در برابر این اختلال را ستایش نمایید و تمرکز خود را به بخش های مثبت زندگی این شخص معطوف کنید.
  • در مورد انجام تشریفات رفتار وسواسی، همراه فرد مبتلا نشوید:
    کمک به فرد در انجام این تشریفات رفتار او را تقویت می کند. حامی او باشید اما در مورد تشریفات رفتار وسواسی اش او را همراهی ننمایید.
  • ارتباط مثبت و شفاف خود را حفظ نمایید:
    ارتباط به اندازه ای مهم است که می توانید بین حمایت از عزیزتان و تحمل نشانه های این اختلال و پریشان نساختن عزیزتان تعادل برقرار نمایید.
  • خنده را بیابید:
    با هم به جنبه و پوچی خنده دار برخی از نشانه های اختلال وسواس فکری عملی بخندید. این کار باعث می شود فرد مبتلا بیشتر از این اختلال منحرف بشود. اطمینان حاصل کنید این فرد احساس محترم بودن می نماید و در جریان خنده دار جلوه دادن این اختلال می باشد.
  • اجازه ندهید این اختلال زمام زندگی خانوادگی شما را در دست گیرد:
    به عنوان اعضای یک خانواده بنشینید و تصمیم بگیرید چگونه با هم کار کنید و نشانه های اختلال را از بین ببرید. سعی کنید تاحد ممکن زندگی خانوادگی را به حالت عادی نگه دارید و محیط خانه کم استرس باشد.

دیگر مطالب مرتبط:
درمان پرخاشگری و روش‌های درمان پرخاشرگری

درمان افسردگی و روش‌های درمان افسردگی

درمان اضطراب و روش‌های درمان اضطراب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *